تبليغاتX
تمنا میکنم هرگز نمیر - یک سلام عاشقونه
تقدیم به عشق پاکم نامزد خوبم
                            سلام عزيزم.خوبي؟ميدونم که الان خوابي.
     دلم خيلي برات تنگ شده.راستش داشتم به رابطمون فکر ميکردم.به اينکه تو چقدر خوبي؟چقدر بخشنده اي و چقدر منصف.
    ميدونم گاهي خيلي بد ميشم.ميدونم خيلي وقتها لج ميکنم اما عوضش يه دل صاف و ساده دارم که خيلي دوست داره عشقم.
   ميخوام از امروز عوض شم.از همين امروز.ميدونم به زودي آدرس اين وبلاگ رو بهت ميدم.
   ميدونم که اگه اينو ببيني به ياد وبلاگ قبليمون ميفتي.به ياد يک سال دوستيمون.
   به ياد شبهاي سردي که تو پياده رو قدم ميزديم.به ياد بارون.به ياد دانشگاه.به ياد قائمشهر
  

   يادمه که کلي ناز ميکردم و تو همشو به جون ميخريدي.يادته چقدر براي پيدا کردن خونه براي من تلاش کرديم.آخرشو داشتي؟با يک جماعت الکي خوش هم خونه شدم؟
   به ياد تنها مامن شبهامون ياد کافي شاپ هايي که هر روزشاهد اومدن ما بودن
   ياد پاتوق بيشتر روزهامون.ياد کاخ.
   ياد روز اول آشناييمون!!!!!!!!!!!!!خيلي جالب بود؟يادته
   هنوز هم روز اول مثل يک صفحه جلومه.دارم ميبينمت با اون لباسي که ميگفتي مده ولي اصلا بهت نميومد.
   با اون موهاي بلند که ريخته بود رو صورتت. با کلي عطر       هههههههههههه
    چقدر طول کشيد تا بهت اعتماد کردم.چقدر زمان برد تا بهت گفتم ميخوامت براي هميشه
    و تو خيلي خوشحال شده بودي
 
    ياد همه ي اون روزها به خير.خيلي دوست داشتني بودي و هستي
   هنوز هم همونقدر مهربون همونقدر فرشته صفت و همونقدر محکم اما حالا تموم زندگي مني
   دوست دارم بهترينم.باور کن اينقدر خوبي که نميتونم توصيفت کنم.

          

                          خوب بخوابي مرد لوس ونازم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 1:9  توسط هدی  |